. مرگ مثل عشق ، مثل زندگی،مثل زن،مثل انقلاب و مبارزه،تنهائی،سکس، رنج، خدا،طبیعت،مذهب، ترس،نومیدی وامید و... همیشه یکی از زمینه های اندیشیدن و کنکاش در شعر و زندگی من بوده است.زیرا مرگ نیز جزئی از زندگی است. ما به دنیا می آئیم و حتما میمیریم بنابراین میتوانیم روی این وجود و امکان بیندیشیم .اینها تعدادی از شعرها ونوشته های من است که در آنها از مرگ صحبت کرده ام. امیدوارم این مجموعه کمک کند راحت تر زندگی را درک کنید و زندگی کنید. این مجموعه اندک اندک تکمیل میشود.
این مجموعه بتدریج تکمیل خواهد شد. اسماعیل وفا یغمائی

آغاز و پایان کائنات

ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۶, جمعه

مائیم و بس......اسماعیل وفا یغمائی



نه مرگ
نه زندگی
ما تمام خدائیم
تمام جهان
مائیم که طلوع میکنیم و غروب
می باریم و میروئیم و میخشکیم
 وفرو میریزیم
و میروئیم
**
چشمهایت را ببند و بازوان بگشا
بازوانت را ببند و چشم بگشا و ببین
نه مرگ 
و نه زندگی
تو در آغوش جهانی
و جهان در آغوش تو
روان و بی پایان و جاودان
مائیم و بس...
نه مرگ و زندگی
وچه مضحکند قدیسان
با مکاتیب شان......
27ژوئن 2014 میلادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر